ترجمه "capitate" به فارسی
سرسان, سرمانند, سرچماقی بهترین ترجمه های "capitate" به فارسی هستند.
capitate
adjective
verb
noun
دستور زبان
(anatomy) Having a large and globular tip. [..]
-
سرسان
-
سرمانند
-
سرچماقی
-
ترجمه های کمتر
- گرزی
- تارک سان
- دارای برجستگی یا قلمبه شدگی در انتها (مثلا در انتهای شاخه)
- راسی (مثل برخی گل ها)
- چماق سان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " capitate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "capitate" با ترجمه به فارسی
-
برنامه تبدیل سرمایه-طرح تبدیل سرمایه
-
فرآیند بودجه بندی سرمایه ای
-
نسبت بازده سرمایه-نسبت سرمایه به تولید
-
سهام سرمایه
-
هزینه سرمایه ای شده- هزینه دارایی شده
-
(اقتصاد) سرمایه بر (نیازمند به سرمایه گذاری زیاد و معمولا کارگر کم - در مقایسه با labor intensive یا کاربر که نیاز به کارگران زیاد دارد)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن