ترجمه "capitated" به فارسی
سردار, دارای سرمجزا بهترین ترجمه های "capitated" به فارسی هستند.
capitated
adjective
verb
دستور زبان
Of or related to a capitation payment system for health-care providers. [..]
-
سردار
noun proper -
دارای سرمجزا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " capitated " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "capitated" با ترجمه به فارسی
-
برنامه تبدیل سرمایه-طرح تبدیل سرمایه
-
فرآیند بودجه بندی سرمایه ای
-
نسبت بازده سرمایه-نسبت سرمایه به تولید
-
سهام سرمایه
-
هزینه سرمایه ای شده- هزینه دارایی شده
-
(اقتصاد) سرمایه بر (نیازمند به سرمایه گذاری زیاد و معمولا کارگر کم - در مقایسه با labor intensive یا کاربر که نیاز به کارگران زیاد دارد)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن