ترجمه "capricious" به فارسی
دمدمی مزاج, دمدمیمزاج, متلون بهترین ترجمه های "capricious" به فارسی هستند.
capricious
adjective
دستور زبان
Impulsive and unpredictable; determined by chance, impulse, or whim [..]
-
دمدمی مزاج
adjectiveSuch neglect left her plenty of reason to wonder if she had fallen out of the capricious monarch’s favor.
این دلیلی بود که اِسْتَر فکر کند که شاید این پادشاهِ دمدمی مزاج دیگر علاقهٔ چندانی به او ندارد.
-
دمدمیمزاج
Impulsive and unpredictable; determined by chance, impulse, or whim
constancy. Yet are you not capricious, sir?
با این حال، آیا شما دمدمیمزاج نیستید، آقا؟
-
متلون
-
ترجمه های کمتر
- بوالهوس
- هوسباز
- هوسران
- (مهجور) تخیلی
- دهن بین
- پرخواب و خیال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " capricious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "capricious" با ترجمه به فارسی
-
بوالهوسی · تلون مزاج · دمدمی مزاجی · هوس
-
ازروی تلون مزاج یادمدمی مزاجی
-
تفننی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن