ترجمه "capriciousness" به فارسی
بوالهوسی, هوس, تلون مزاج بهترین ترجمه های "capriciousness" به فارسی هستند.
capriciousness
noun
دستور زبان
The quality of being capricious. [..]
-
بوالهوسی
save that genius is much more capricious in its manifestations and
نبوغ در تاباندن نور خود دست خوش بوالهوسی است
-
هوس
nounThe desert is a capricious lady, and sometimes she drives men crazy.
صحرا یک زن بل هوس است که گاهی کار مردان را به جنون میکشاند!
-
تلون مزاج
noun -
دمدمی مزاجی
The aunt was a capricious woman, and governed her husband entirely;
زن دایی فرانک آدم دمدمی مزاجی بود و زمام شوهر را هم کاملاً به دست داشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " capriciousness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "capriciousness" با ترجمه به فارسی
-
ازروی تلون مزاج یادمدمی مزاجی
-
(مهجور) تخیلی · بوالهوس · دمدمی مزاج · دمدمیمزاج · دهن بین · متلون · هوسباز · هوسران · پرخواب و خیال
-
تفننی
-
(مهجور) تخیلی · بوالهوس · دمدمی مزاج · دمدمیمزاج · دهن بین · متلون · هوسباز · هوسران · پرخواب و خیال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن