ترجمه "captive" به فارسی

اسير, اسیر, زندانی بهترین ترجمه های "captive" به فارسی هستند.

captive adjective noun دستور زبان

a person who has been captured or is otherwise confined [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسير

    noun

    a person held prisoner

    It was last year when she held us captive.

    قضيه مال يک سال پيش ـه که ما رو اسير کرده بود.

  • اسیر

    noun

    He looked round at the captive drummer boy and felt a pang in his heart.

    به طبال اسیر نگریست و ترس و وحشت سراپایش را فرا گرفت.

  • زندانی

    noun

    there seemed to be no angels or fairies interested in this luckless captive.

    مثل این بود که هیچ پری یا فرشتهای به کار آن زندانی بدبخت علاقهای نداشت.

  • ترجمه های کمتر

    • گرفتار
    • محبوس
    • دلداده
    • مفتون
    • شیدا
    • دلباخته
    • شیفته
    • اسیر (به ویژه اسیر جنگ)
    • اسیر عشق
    • برده
    • بسته
    • در بند
    • در قفس
    • محدود شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " captive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "captive"

عباراتی شبیه به "captive" با ترجمه به فارسی

  • شرکت مالی وابسته
  • شوکدادن
  • حلقه مهره اسیر
  • اسیران یهودی در بابل
  • افسون · دلربایی · عمل فریفتن یاشیفتن
  • دلربا · فریبنده · مجذوب کننده · گیرا
  • 795 پیش از میلاد) · 9031 میلادی) · اسارت در بابل (اسارت یهودیان در بابل و آزادی آنان توسط کورش کبیر در 83 · دوره ی اقامت اجباری پاپ ها در شهر اوینون در فرانسه (7
  • شرکت بیمه وابسته
اضافه کردن

ترجمه های "captive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه