ترجمه "captivation" به فارسی
دلربایی, افسون, عمل فریفتن یاشیفتن بهترین ترجمه های "captivation" به فارسی هستند.
captivation
noun
دستور زبان
The act of captivating or the state of being captivated. [..]
-
دلربایی
;there is a meanness in _all_ the arts which ladies sometimes condescend to employ for captivation.
البـته هـمه دوزوکلکهاییکه کاهی خانمها برای دلربایی بهکـار میبرند یک جوری حقیر و بیارزش است.
-
افسون
noun -
عمل فریفتن یاشیفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " captivation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "captivation" با ترجمه به فارسی
-
شرکت مالی وابسته
-
شوکدادن
-
حلقه مهره اسیر
-
اسیران یهودی در بابل
-
دلربا · فریبنده · مجذوب کننده · گیرا
-
795 پیش از میلاد) · 9031 میلادی) · اسارت در بابل (اسارت یهودیان در بابل و آزادی آنان توسط کورش کبیر در 83 · دوره ی اقامت اجباری پاپ ها در شهر اوینون در فرانسه (7
-
شرکت بیمه وابسته
-
اسير · اسیر · اسیر (به ویژه اسیر جنگ) · اسیر عشق · برده · بسته · در بند · در قفس · دلباخته · دلداده · زندانی · شیدا · شیفته · محبوس · محدود شده · مفتون · گرفتار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن