ترجمه "captivity" به فارسی

اسارت, بردگی, حبس بهترین ترجمه های "captivity" به فارسی هستند.

captivity noun دستور زبان

The state of being captive. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسارت

    noun

    Pierre who at first declined to speak about his captivity was gradually led on to do so.

    پییر که نخست از نقل داستان اسارت خود امتناع میکرد رفتهرفته به نقل این داستان وادار شد.

  • بردگی

    noun

    This was what enabled King Limhi’s people to make a spectacular escape from their Lamanite captivity.

    به این طریق مردم لیمحی توانستند خود را با شکوه از بردگی لامانیان فرار کنند.

  • حبس

    noun

    at the worst he would have a companion and captivity that is shared is but half captivity

    حبسی که میانه دو نفر باشد مثل این است که نیمه حبس است

  • ترجمه های کمتر

    • گرفتاری
    • غلامی
    • در بند بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " captivity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "captivity"

عباراتی شبیه به "captivity" با ترجمه به فارسی

  • شرکت مالی وابسته
  • شوکدادن
  • حلقه مهره اسیر
  • اسیران یهودی در بابل
  • افسون · دلربایی · عمل فریفتن یاشیفتن
  • دلربا · فریبنده · مجذوب کننده · گیرا
  • 795 پیش از میلاد) · 9031 میلادی) · اسارت در بابل (اسارت یهودیان در بابل و آزادی آنان توسط کورش کبیر در 83 · دوره ی اقامت اجباری پاپ ها در شهر اوینون در فرانسه (7
  • شرکت بیمه وابسته
اضافه کردن

ترجمه های "captivity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه