ترجمه "capture" به فارسی
بازگیری, گرفتن, دستگیری بهترین ترجمه های "capture" به فارسی هستند.
capture
verb
noun
دستور زبان
An act of capturing. [..]
-
بازگیری
nounact of capturing
-
گرفتن
verbHe was captured, put in a Vietnamese prison camp.
اونو گرفتن ، انداختنش توی اردوگاه اسرای ویتنام.
-
دستگیری
nounThis is an operation to capture, not kill.
هدف این عملیات دستگیری اون هاست ٬ نه کشتنشون
-
ترجمه های کمتر
- دستگیر کردن
- گرفتار کردن
- تسخیر
- اسارت
- صید، صید کردن، نخجیر
- متوقف کردن
- غنیمت
- گیرش
- استاندن
- ستاندن
- یغما
- فریفتن
- (از راه نقاشی یا نگارش یا عکس و غیره) ضبط کردن
- (با زور یا مهارت یا غافلگیری) گرفتن
- (فیزیک) جذب ذره ی بنیادی اتم توسط هسته ی اتم (به ویژه جذب نوترون یا الکترون که موجب برون تابی تشعشع گردد)
- اختصاص دادن
- اسیر کردن
- اغفال کردن
- این فعل وانفعال را ایجاد کردن
- به دست آوردن
- تسخیر کردن
- فتح کردن
- فریب خوردن
- مجسم کردن
- گول زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " capture " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "capture" با ترجمه به فارسی
-
آبزيپروريها · شیلات · شیلات تجاري · صنعت ماهيگيري
-
ضبط کردن
-
جمع آوری اطلاعات
-
گیراندازی الکترون
-
شکار جانوران · شکار حیوانات · صيد جانوران
-
تئوری شکار
-
جداسازی کربن دیاکسید و ذخیره آن
-
درمان با گیراندازی نوترون بور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن