ترجمه "capturing" به فارسی
ضبط کردن ترجمه "capturing" به فارسی است.
capturing
verb
Present participle of capture. [..]
-
ضبط کردن
I've captured this joyous moment of yours in my camera.
من اين لحظات شادت رو توي دوربينم ضبط کردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " capturing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "capturing" با ترجمه به فارسی
-
آبزيپروريها · شیلات · شیلات تجاري · صنعت ماهيگيري
-
جمع آوری اطلاعات
-
گیراندازی الکترون
-
شکار جانوران · شکار حیوانات · صيد جانوران
-
تئوری شکار
-
جداسازی کربن دیاکسید و ذخیره آن
-
درمان با گیراندازی نوترون بور
-
(از راه نقاشی یا نگارش یا عکس و غیره) ضبط کردن · (با زور یا مهارت یا غافلگیری) گرفتن · (فیزیک) جذب ذره ی بنیادی اتم توسط هسته ی اتم (به ویژه جذب نوترون یا الکترون که موجب برون تابی تشعشع گردد) · اختصاص دادن · اسارت · استاندن · اسیر کردن · اغفال کردن · این فعل وانفعال را ایجاد کردن · بازگیری · به دست آوردن · تسخیر · تسخیر کردن · دستگیر کردن · دستگیری · ستاندن · صید، صید کردن، نخجیر · غنیمت · فتح کردن · فریب خوردن · فریفتن · متوقف کردن · مجسم کردن · گرفتار کردن · گرفتن · گول زدن · گیرش · یغما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن