ترجمه "carnival" به فارسی

کارناوال, کارنوال, جشن بهترین ترجمه های "carnival" به فارسی هستند.

carnival noun دستور زبان

A festive occasion marked by parades and sometimes special foods and other entertainment [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کارناوال

    noun

    festive occasion marked by parades [..]

    You do realize that you sound like a bogus gypsy at a carnival now, right?

    می دونی که الان شبیه کولیهای ریاکار توی یک کارناوال شدی.

  • کارنوال

    festive occasion marked by parades

    You're a carnival attraction to them.

    تو مثل يه کارنوال شادي براي اونها هستي

  • جشن

    noun

    She had won it at a carnival at school that day.

    اينو اون روز توي جشن مدرسه برنده شده بود.

  • ترجمه های کمتر

    • سوره
    • شادخواری
    • جشنواره
    • خوشگذرانی
    • (در اصل) ایام سور چرانی و خوشی قبل از دوران روزه (Lent)
    • جشن و شادی
    • دوران عشرت و طرب
    • فانفار سیار
    • کاروان شادی
    • گروه هنرپیشگان سیار
    • یک دوره مسابقات یا نمایشات
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " carnival " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Carnival noun proper دستور زبان

The season just before the beginning of the Roman Catholic season of Lent, when New Orleans has its Mardi Gras carnival. [..]

+ اضافه کردن

"Carnival" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Carnival در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "carnival" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "carnival" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه