ترجمه "carp" به فارسی

كپور, ماهی کپور, کپور بهترین ترجمه های "carp" به فارسی هستند.

carp verb noun دستور زبان

Any of various freshwater fish of the family Cyprinidae, especially the common carp, Cyprinus carpio. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • كپور

    noun

    Any of various freshwater fish of the family Cyprinidae [..]

    carp is cheap, right it was probably a staple of their diet

    ماهي كپور ارزونه ، درسته شايد بخش عمده اي از وعده غذايي شون بوده

  • ماهی کپور

    fishery related term

    It was a huge carp and must have weighed a quarter of a pound

    ماهی کپور خیلی بزرگی بود و حتماً یک چهارم پوند وزن داشت.

  • کپور

    noun

    I dare say, has the same carp in it.

    اگر جرأت داشت، میگفت با همان ماهیهای کپور.

  • ترجمه های کمتر

    • kapur
    • (جانور شناسی) ماهی کپور (ماهی های cyprinoid به ویژه Cyprinus carpio که خوراکی هستند)
    • (در مورد چیزهای کم اهمیت) انتقاد و بدخلقی کردن
    • بهانه گیری کردن
    • عیبجویی کردن
    • قر زدن
    • ماهي كپور معمولي
    • نق زدن
    • پسوند: میوه [endocarp]
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " carp " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

CARP proper

Initialism of [i]Collegiate Association for the Research of Principles[/i], a Unificationist organization.

+ اضافه کردن

"CARP" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای CARP در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "carp"

عباراتی شبیه به "carp" با ترجمه به فارسی

  • کاراس
  • ماهي كپور معمولي · ماهی کپور
  • کاراس
  • (لاتین) امروز را رها مکن · تا وقت هست خوش باش · دم را غنیمت شمار · فرصت عیش و طرب را از دست مده
  • کپور درنده
  • كپور نقرهاي · هیپوفتالمیکتیس مولیتریکس · کپور نقرهای
  • (جانورشناسی) ماهی کپور علف خوار (Ctenopharyngodon idella - برای از بین بردن علف هایی که مجراها و دریاچه ها و آب راه ها راکور می کنند نافع است - white amur هم می گویند) · آمور · ماهي علفخوار · کتنوفارنگودون ایدلا
  • اهل نق زدن و قر قر کردن · ایراد گیر · بهانه گیر · دپر پسند · عیب جو · نق نقو
اضافه کردن

ترجمه های "carp" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه