ترجمه "carpet" به فارسی
قالی, فرش, موکت بهترین ترجمه های "carpet" به فارسی هستند.
carpet
verb
noun
دستور زبان
(UK) To reprimand [..]
-
قالی
nounA fabric used as a floor covering [..]
Like my dear friend who bled all over this white carpet.
درست مثل دوست عزیزم که خونش رو تمام این قالی سفید ریخت.
-
فرش
nounA fabric used as a floor covering [..]
The carpet was worn out and had to be replaced.
فرش مندرس بود و می بایست عوض می شد.
-
موکت
nouna fabric used as a floor covering
Then the gun fell to the carpet, where it discharged again.
اسلحه روی موکت افتاد و دوباره شلیک شد.
-
ترجمه های کمتر
- فرش کردن
- زیلو
- قالی فرش
- قالیچه
- خالی
- جاجم
- جاجیم
- خرسک
- گبه
- گلیم
- (مجازی) پوشاندن
- با کفپوش پوشاندن
- بازخواست کردن
- سرکوفت زدن
- قالی کردن
- مورد موآخذه قرار دادن
- کفپوش بافته (پشمی و غیره)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " carpet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "carpet"
عباراتی شبیه به "carpet" با ترجمه به فارسی
-
فرش بروکسل (فرشی که از بافتن پشم رنگین بر پارچه ی کتانی درست می شود)
-
جارو نپتون · جاروی فرش پاک کن (مرکب از دستگاه سبکی که مجهز به برس استوانه ای شکل است)
-
لایه زیرین
-
آکسونوپوس کومپرسوس · علف ساوانا
-
قالیچه پرنده
-
فرش کرده · مفروش
-
پایتون فرش
-
(ارتش) بمباران منطقه یی کردن · بمباران فرشی کردن · ناحیه ی ویژه ای را سخت بمباران کردن (برای تسهیل پیشرفت پیاده نظام)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن