ترجمه "carpeted" به فارسی
فرش کرده, مفروش بهترین ترجمه های "carpeted" به فارسی هستند.
carpeted
adjective
verb
Simple past tense and past participle of carpet. [..]
-
فرش کرده
adjectiveThe walls of all the rooms was plastered, and most had carpets on the floors, and the whole house was whitewashed on the outside.
دیوارها را همه سفید کرده بودند و کف اتاقها را اغلب با قالی فرش کرده بودند و خارج ساختمان را هم سرتاپا رنگ کرده بودند.
-
مفروش
and he followed Stepan Arkadyevitch up the carpeted stairs.
و به دنبال ابلانسکی از پلکان مفروش به قالی بالا رفت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " carpeted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "carpeted" با ترجمه به فارسی
-
فرش بروکسل (فرشی که از بافتن پشم رنگین بر پارچه ی کتانی درست می شود)
-
جارو نپتون · جاروی فرش پاک کن (مرکب از دستگاه سبکی که مجهز به برس استوانه ای شکل است)
-
لایه زیرین
-
آکسونوپوس کومپرسوس · علف ساوانا
-
قالیچه پرنده
-
(مجازی) پوشاندن · با کفپوش پوشاندن · بازخواست کردن · جاجم · جاجیم · خالی · خرسک · زیلو · سرکوفت زدن · فرش · فرش کردن · قالی · قالی فرش · قالی کردن · قالیچه · مورد موآخذه قرار دادن · موکت · کفپوش بافته (پشمی و غیره) · گبه · گلیم
-
پایتون فرش
-
(ارتش) بمباران منطقه یی کردن · بمباران فرشی کردن · ناحیه ی ویژه ای را سخت بمباران کردن (برای تسهیل پیشرفت پیاده نظام)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن