ترجمه "cartograph" به فارسی
نقشه اسمانی, نقشه جغرافیا بهترین ترجمه های "cartograph" به فارسی هستند.
cartograph
noun
دستور زبان
cartogram [..]
-
نقشه اسمانی
-
نقشه جغرافیا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cartograph " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cartograph" با ترجمه به فارسی
-
وابسته به نقشه کشی
-
(کسی که کارش تهیه ی نقشه و نمودار است) نقشه نگار · نقشه کش · نمودارنگار
-
وابسته به نقشه کشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن