ترجمه "cartoon" به فارسی
کارتون, داستان مصور, کاریکاتور بهترین ترجمه های "cartoon" به فارسی هستند.
cartoon
verb
noun
دستور زبان
(comics) A humorous drawing, often with a caption, or a strip of such drawings. [..]
-
کارتون
nounanimated cartoon [..]
Oh, Marge, cartoons don't have any deep meaning.
اوه ، مارج ، کارتون ها هيچ مفهوم به دردبخوري ندارن.
-
داستان مصور
noun -
کاریکاتور
nounBut the next week, this was the first cartoon.
اما هفته ی بعد، این اولین کاریکاتور ما بود.
-
ترجمه های کمتر
- كاريكاتور
- kârikâtur
- الگو
- (تصویر غلو آمیز و هجو آمیز شخص یا مکان و غیره) کاریکاتور
- (در مورد طرح گلدوزی یا نقاشی روی دیوار و غیره) پیش نقش (مسوده یا تصویر مدادی یا الگو که از روی آن نقش نهایی را ترسیم می کنند)
- تصویر مضحک
- رجوع شود به comic strip
- طنز نقش
- طنز نقش (یا کاریکاتور) کشیدن
- مضحک قلمی (animated cartoon هم می گویند)
- کارتون درست کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cartoon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Cartoon
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Cartoon" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Cartoon در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "cartoon"
عباراتی شبیه به "cartoon" با ترجمه به فارسی
-
شبکه کارتونی
-
کارتونهای سرمقالهای
-
تصویر مضحک · داستان مصور · مضحک قلمی · نقاشی متحرک · کارتون · کارتون پویانماییشده · کاریکاتور
-
هانا-باربرا
-
کارتون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن