ترجمه "cartouche" به فارسی
کارتوش, فشنگ, (در نماهای باستانی مصر) لوحه ای که نام سلطان یادارگونه ی مربوطه روی آن نوشته شده است بهترین ترجمه های "cartouche" به فارسی هستند.
(architecture) an ornamental figure, often on an oval shield [..]
-
کارتوش
oval with inscriptions
The lancer made the pleased grimace of Cartouche when praised for his probity.
نیزه دار چهره راضی یک کارتوش را که به دلیل پاکدامنیش ستایش شده باشد، به خود گرفت.
-
فشنگ
nounTwenty cartouches for Gavroche meant a provision of cartridges for the barricade.
این بیست نعش برای گاو روش بیست فشنگ دان داشتند این خود ذخیره فشنگی برای سنگر بشمار میرفت.
-
(در نماهای باستانی مصر) لوحه ای که نام سلطان یادارگونه ی مربوطه روی آن نوشته شده است
-
ترجمه های کمتر
- (معماری) تزئینات به شکل طومار
- (مهجور) فشنگی که پوکه ی آن مقوایی باشد
- آرایش طوماری (مثلا گچبری)
- گلوله توپ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cartouche " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Cartouche (film)
"Cartouche" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Cartouche در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "cartouche"
عباراتی شبیه به "cartouche" با ترجمه به فارسی
-
فشنگ · گلوله توپ