ترجمه "cartwheel" به فارسی
چرخش, (امریکا - خودمانی) سکه ی درشت (به ویژه یک دلاری نقره), (به ترتیب روی دست ها و پاها و از پهلو نه از جلو یا عقب) چرخ زدن بهترین ترجمه های "cartwheel" به فارسی هستند.
cartwheel
verb
noun
دستور زبان
The literal wheel of a cart. [..]
-
چرخش
noun -
(امریکا - خودمانی) سکه ی درشت (به ویژه یک دلاری نقره)
-
(به ترتیب روی دست ها و پاها و از پهلو نه از جلو یا عقب) چرخ زدن
-
ترجمه های کمتر
- (مثل چرخ یا فرفره) دور خود چرخیدن
- چرخ زنی
- چرخ گاری
- کله معلق
- کله معلق زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cartwheel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cartwheel"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن