ترجمه "cartouch" به فارسی
فشنگ, گلوله توپ بهترین ترجمه های "cartouch" به فارسی هستند.
cartouch
noun
دستور زبان
Alternative form of [i]cartouche[/i] [..]
-
فشنگ
nounTwenty cartouches for Gavroche meant a provision of cartridges for the barricade.
این بیست نعش برای گاو روش بیست فشنگ دان داشتند این خود ذخیره فشنگی برای سنگر بشمار میرفت.
-
گلوله توپ
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cartouch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cartouch" با ترجمه به فارسی
-
(در نماهای باستانی مصر) لوحه ای که نام سلطان یادارگونه ی مربوطه روی آن نوشته شده است · (معماری) تزئینات به شکل طومار · (مهجور) فشنگی که پوکه ی آن مقوایی باشد · آرایش طوماری (مثلا گچبری) · فشنگ · کارتوش · گلوله توپ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن