ترجمه "castaway" به فارسی
کشتی شکسته, مطرود, وامانده بهترین ترجمه های "castaway" به فارسی هستند.
castaway
adjective
noun
دستور زبان
Cast adrift or ashore; marooned. [..]
-
کشتی شکسته
noun -
مطرود
Yea, woe to him who, as the great Pilot Paul has it, while preaching to others is himself a castaway!
آری، همچنانکه رهنمای بزرگ یونس گفته است، وای بر آنکه برای دیگران وعظ کند و خود مطرود باشد!
-
وامانده
-
ترجمه های کمتر
- (چیز) دورانداخته شده
- آب برده
- بی پناه
- در مانده
- رانده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " castaway " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Castaway
-
منبوذ، مطروح، دور انداخته، غریق
تصاویر با "castaway"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن