ترجمه "caster" به فارسی
ریختگر, پرتابگر, چرخک بهترین ترجمه های "caster" به فارسی هستند.
caster
noun
دستور زبان
Someone or something that casts [..]
-
ریختگر
-
پرتابگر
-
چرخک
-
ترجمه های کمتر
- کرچک
- تنگ
- (شخص یا ابزاری که پرتاب می کند) افکندگر
- بطری کوچک سرمیز (برای سرکه یا خردل و غیره)
- سینی کوچک (که چند تا از این تنگ های رو میزی در آن قرار می گیرند)
- چرخ کوچک
- گوی فلزی کوچکی که زیر پایه های برخی میزها وصندلی ها و غیره قرار دارد تا بتوان آنها را به آسانی جا به جا کرد)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " caster " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "caster"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن