ترجمه "castigation" به فارسی
تنبیه, تادیب, مجازات بهترین ترجمه های "castigation" به فارسی هستند.
castigation
noun
دستور زبان
Corrective punishment; chastisement; reproof; pungent criticism. [..]
-
تنبیه
nounHe took a fiercely angry pleasure in self castigation for having wished to be happy.
با خشمی بیصدا خود را از این که خواسته بود خوشبخت باشد تنبیه میکرد.
-
تادیب
-
مجازات
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " castigation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "castigation" با ترجمه به فارسی
-
باز خواست کردن (به ویژه اگر شدید و در حضور جمع باشد) · تنبیه کردن · سخت انتقاد کردن · سخت مورد باز خواست قرار دادن · پادافراه کردن · گوشمال دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن