ترجمه "castle" به فارسی

دژ, قلعه, قصر بهترین ترجمه های "castle" به فارسی هستند.

castle verb noun دستور زبان

A large building that is fortified and contains many defences; in previous ages often inhabited by a nobleman or king. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دژ

    noun

    fortified building [..]

    as you know, return the stolen land and the castle

    همون طور كه مي دونيدبرگرداندن زمينها و دژ

  • قلعه

    noun

    fortified building [..]

    The children built a sand castle on the beach.

    بچه ها در ساحل قلعه شنی ساختند.

  • قصر

    fortified building

    There's another path back to the castle, away from these crowds.

    یه راه برگشت دیگه به قصر وجود داره ، دور از این ازدحام.

  • ترجمه های کمتر

    • رخ
    • کاخ
    • برج
    • dezh
    • کلات
    • کوشک
    • کلاهبردار
    • ارگ
    • (شطرنج) رخ (rook هم می گویند که از ریشه ی فارسی است)
    • در دژ یا قصر جادادن
    • دژدار یا قصر دار کردن
    • قلعه رفتن
    • کلاغ زاغی
    • کلاغ سیاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " castle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Castle proper

A surname referring to someone who lived in or worked in a castle [..]

+ اضافه کردن

"Castle" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Castle در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "castle"

عباراتی شبیه به "castle" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "castle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه