ترجمه "castling" به فارسی

قلعه بستن, قلعه (شطرنج) بهترین ترجمه های "castling" به فارسی هستند.

castling noun دستور زبان

(obsolete) An abortion, or a premature birth. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قلعه بستن

    move in chess

  • قلعه (شطرنج)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " castling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "castling"

عباراتی شبیه به "castling" با ترجمه به فارسی

  • افکار پوچ · خواب طلایی · خواب و خیال · خیال خام · نقشه ی غیر عملی (castles in Spain هم می گویند)
  • افکار پوچ · خیال خام
  • قلعه راین
  • (کاخ سلطنتی انگلیس در شهر وینزر) کاخ وینزر
  • قصر متحرک هاول
  • نویشوانشتین
  • (شطرنج) رخ (rook هم می گویند که از ریشه ی فارسی است) · dezh · ارگ · برج · در دژ یا قصر جادادن · دژ · دژدار یا قصر دار کردن · رخ · قصر · قلعه · قلعه رفتن · کاخ · کلات · کلاغ زاغی · کلاغ سیاه · کلاهبردار · کوشک
  • افکار پوچ · خیال خام
اضافه کردن

ترجمه های "castling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه