ترجمه "cataloguer" به فارسی
ثبات, فهرست نگار, متصدی کاتالوگ بهترین ترجمه های "cataloguer" به فارسی هستند.
cataloguer
noun
دستور زبان
One who catalogues. [..]
-
ثبات
noun -
فهرست نگار
-
متصدی کاتالوگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cataloguer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cataloguer" با ترجمه به فارسی
-
کاتالوگ بازاریابی
-
فهرست · فهرست کردن · کاتالوگ · کاتالوگ-بروشور · کتاب فهرست
-
کاتالوگ ستارهای
-
(فرانسه) فهرست توصیفی
-
کاتالوگ · کتاب راهنما
-
فهرست · فهرست کردن · کاتالوگ · کاتالوگ-بروشور · کتاب فهرست
-
فهرست · فهرست کردن · کاتالوگ · کاتالوگ-بروشور · کتاب فهرست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن