ترجمه "Catalogue" به فارسی
کاتالوگ, کتاب راهنما, کاتالوگ بهترین ترجمه های "Catalogue" به فارسی هستند.
-
کاتالوگ
nounI wrote quickly to a shop in London and asked for a catalogue of under linen.
فوری به یکی از مغازههای معروف لندن نوشتم که کاتالوگ عالیترین زیرپوشهای خود را برای من بفرستد.
-
کتاب راهنما
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Catalogue " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A complete (usually alphabetical) list of items. [..]
-
کاتالوگ
nouna systematic list of names, books, pictures etc.
I wrote quickly to a shop in London and asked for a catalogue of under linen.
فوری به یکی از مغازههای معروف لندن نوشتم که کاتالوگ عالیترین زیرپوشهای خود را برای من بفرستد.
-
فهرست
nounIt seems very interesting, but I do not understand the system by which it is catalogued.
بسیار جالب است، اما از نحوه تنظیم فهرست آن سر در نمیآورم.
-
فهرست کردن
-
ترجمه های کمتر
- کاتالوگ-بروشور
- کتاب فهرست
عباراتی شبیه به "Catalogue" با ترجمه به فارسی
-
کاتالوگ بازاریابی
-
کاتالوگ ستارهای
-
ثبات · فهرست نگار · متصدی کاتالوگ
-
(فرانسه) فهرست توصیفی