ترجمه "catalog" به فارسی
کاتالوگ, فهرست, صورت بهترین ترجمه های "catalog" به فارسی هستند.
catalog
verb
noun
دستور زبان
(US, Canada) Alternative spelling of catalogue. [..]
-
کاتالوگ
nounیک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا [..]
And all of it available in the Truman catalog.
و همه اونا در کاتالوگ ترومن در دسترسه
-
فهرست
nounIt's a bit like going and cataloging a piece of the rainforest.
آن کمی شبوه این است که یک تکه از جنگل انبوهی را فهرست کنیم.
-
صورت
nounbut right now I would say we don't have a card catalog for it.
اما باید گفت که فعلا فهرستی به صورت یک کتابچه از آن در دسترس نیست.
-
ترجمه های کمتر
- کارنما
- کالانما
- به صورت خلاصه و مرتب ذکر کردن
- به صورت فهرست نامه در آوردن
- دفتر راهنما
- فهرست نامه
- فهرست کامل (که معمولا به ترتیب حروف الفبا منظم شده است)
- فهرست کردن
- کتاب فهرست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " catalog " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "catalog" با ترجمه به فارسی
-
ثبات · فهرست نگار · متصدی کاتالوگ
-
(کتابخانه) فهرست کتاب های چند کتابخانه (یا بخش های مختلف یک کتابخانه ی بزرگ)
-
فهرست برخط دسترسی همگانی
-
فهرستنویسی
-
مجموعه آثار
-
برگهدان
-
سرور کاتالوگ جهانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن