ترجمه "cataloger" به فارسی

ثبات, فهرست نگار, متصدی کاتالوگ بهترین ترجمه های "cataloger" به فارسی هستند.

cataloger noun دستور زبان

Alternative spelling of cataloguer. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ثبات

    noun
  • فهرست نگار

  • متصدی کاتالوگ

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cataloger " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cataloger" با ترجمه به فارسی

  • به صورت خلاصه و مرتب ذکر کردن · به صورت فهرست نامه در آوردن · دفتر راهنما · صورت · فهرست · فهرست نامه · فهرست کامل (که معمولا به ترتیب حروف الفبا منظم شده است) · فهرست کردن · کاتالوگ · کارنما · کالانما · کتاب فهرست
  • (کتابخانه) فهرست کتاب های چند کتابخانه (یا بخش های مختلف یک کتابخانه ی بزرگ)
  • فهرست برخط دسترسی همگانی
  • فهرستنویسی
  • مجموعه آثار
  • برگهدان
  • سرور کاتالوگ جهانی
  • به صورت خلاصه و مرتب ذکر کردن · به صورت فهرست نامه در آوردن · دفتر راهنما · صورت · فهرست · فهرست نامه · فهرست کامل (که معمولا به ترتیب حروف الفبا منظم شده است) · فهرست کردن · کاتالوگ · کارنما · کالانما · کتاب فهرست
اضافه کردن

ترجمه های "cataloger" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه