ترجمه "catarrhal" به فارسی
زکامی, نزله ای بهترین ترجمه های "catarrhal" به فارسی هستند.
catarrhal
adjective
دستور زبان
Relating to catarrh [..]
-
زکامی
Joly, who was all stuffed up, had a catarrh which Laigle was beginning to share.
ژولی که بی نیش گرفته بود مبتلا به زکامی بود که لگل نیز رفته رفته در معرض سرایت آن قرار میگرفت.
-
نزله ای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " catarrhal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "catarrhal" با ترجمه به فارسی
-
(پزشکی) نزله · التهاب جدار داخلی بینی و گلو همراه با درد و ترشح · ریزش · زکام · نزله
-
زکام
-
ویروس تب نزلهای بدخیم
-
تب نزلهای بدخیم گاوان
-
(پزشکی) نزله · التهاب جدار داخلی بینی و گلو همراه با درد و ترشح · ریزش · زکام · نزله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن