ترجمه "categorization" به فارسی

ردهبندی, رسته بندی, طبقه بندی بهترین ترجمه های "categorization" به فارسی هستند.

categorization noun دستور زبان

a group of things arranged by category; a classification [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ردهبندی

    noun

    process in which ideas and objects are recognized, differentiated, and understood

  • رسته بندی

  • طبقه بندی

    And each one has the tags as to why it got categorized in this.

    و هر کدوم برچسبی دارن که چرا در این طبقه بندی قرار گرفتن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " categorization " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "categorization" با ترجمه به فارسی

  • (فلسفه ی کانت) امر مطلق · امر تنجیزی · امر قاطع · حکم مطلق · فرمودمان فریضی
  • دادههای رستهای
  • بطورقاطع یاقطعی · مطلقا
  • فهرست احساسات
  • طبقه بندی شده، قاطع
  • جزمی · طبقه ای · قاطع · قطعی · قطعی (categoric هم می گویند) · مطلق · وابسته به : category
  • دسته بندی کننده
  • به دسته (یا رده یا گروهه و غیره) تقسیم کردن (رجوع شود به category) · طبقه بندی کردن
اضافه کردن

ترجمه های "categorization" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه