ترجمه "categorize" به فارسی
به دسته (یا رده یا گروهه و غیره) تقسیم کردن (رجوع شود به category), طبقه بندی کردن بهترین ترجمه های "categorize" به فارسی هستند.
categorize
verb
دستور زبان
(transitive) To assign a category; to divide into classes. [..]
-
به دسته (یا رده یا گروهه و غیره) تقسیم کردن (رجوع شود به category)
-
طبقه بندی کردن
that human beings cannot be categorized into biological races?
و این که نمیشه آدم ها رو بر اساس نژادشون طبقه بندی کرد؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " categorize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "categorize" با ترجمه به فارسی
-
(فلسفه ی کانت) امر مطلق · امر تنجیزی · امر قاطع · حکم مطلق · فرمودمان فریضی
-
دادههای رستهای
-
بطورقاطع یاقطعی · مطلقا
-
ردهبندی · رسته بندی · طبقه بندی
-
فهرست احساسات
-
طبقه بندی شده، قاطع
-
جزمی · طبقه ای · قاطع · قطعی · قطعی (categoric هم می گویند) · مطلق · وابسته به : category
-
دسته بندی کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن