ترجمه "catty" به فارسی

بداندیش, بدسگال, بد طینت بهترین ترجمه های "catty" به فارسی هستند.

catty adjective noun دستور زبان

(informal, of a person or remark) With subtle hostility in an effort to hurt, annoy, or upset. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بداندیش

  • بدسگال

  • بد طینت

  • ترجمه های کمتر

    • شبیه گربه
    • کاته (واحد وزن در برخی کشورهای آسیای شرقی - در چین یک کاته معادل است با 005 گرم و در سایر جاها برابر است با 086 گرم)
    • کینه توز
    • گربه ای
    • گربه سان
    • گربه مانند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " catty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Catty proper

The borough of Catasauqua in Pennsylvania.

+ اضافه کردن

"Catty" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Catty در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "catty" با ترجمه به فارسی

  • رجوع شود به catty-corner( cater-cornered هم می گویند)
  • بدخواهی · لج · کینه · گربه صفتی
  • شبیه گربه
اضافه کردن

ترجمه های "catty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه