ترجمه "causticity" به فارسی
سوزندگی, نیش, تندی بهترین ترجمه های "causticity" به فارسی هستند.
causticity
noun
دستور زبان
The quality of being caustic [..]
-
سوزندگی
-
نیش
nounThat may be,' he said caustically.
با لحن نیش داری گفت: ممکن است این طور باشد.
-
تندی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " causticity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "causticity" با ترجمه به فارسی
-
( در مورد سخن و نوشته) تند · (فیزیک - وابسته به سطح شعاعی و منحنی که در اثر بازتاب پرتوهای جسم قوسدار یا گرد ایجاد می شود) سطح شعاعی و منحنی · بداخلاق · تلخ · تند · تیز · جگرسوز · خورنده · خورگر · سخن تند · سود سوز آور (caustic soda هم می گویند) · سوز آور · سوزا · سوزان · فاسد کننده · ماده ی سوز آور · نیشدار · پرکنایه · پهنه ی پرتو بازتاب شده · کینه جو · گزا
-
بطورطعنه امیز
-
(دارو سازی) سنگ جهنم (نیترات نقره)
-
رجوع شود به sodium hydroxide · سود سوزآور
-
رجوع شود به potassium hydroxide · پتاس
-
طعنه · طنز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن