ترجمه "caustic" به فارسی
خورنده, تلخ, تند بهترین ترجمه های "caustic" به فارسی هستند.
caustic
adjective
noun
دستور زبان
Capable of burning, corroding or destroying organic tissue [..]
-
خورنده
adjective -
تلخ
adjectiveAdolf Mai had more than once passed caustic remarks on the subject:
آدولف مای دراینباره چندین بار تذکرات تلخ وشیرینی به او داده بود:
-
تند
adjectivePerhaps I was a bit caustic.
شاید یکم تند بودم
-
ترجمه های کمتر
- نیشدار
- جگرسوز
- خورگر
- سوزا
- پرکنایه
- گزا
- بداخلاق
- سوزان
- تیز
- ( در مورد سخن و نوشته) تند
- (فیزیک - وابسته به سطح شعاعی و منحنی که در اثر بازتاب پرتوهای جسم قوسدار یا گرد ایجاد می شود) سطح شعاعی و منحنی
- سخن تند
- سود سوز آور (caustic soda هم می گویند)
- سوز آور
- فاسد کننده
- ماده ی سوز آور
- پهنه ی پرتو بازتاب شده
- کینه جو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " caustic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "caustic" با ترجمه به فارسی
-
بطورطعنه امیز
-
(دارو سازی) سنگ جهنم (نیترات نقره)
-
رجوع شود به sodium hydroxide · سود سوزآور
-
رجوع شود به potassium hydroxide · پتاس
-
طعنه · طنز
-
تندی · سوزندگی · نیش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن