ترجمه "cavalier" به فارسی

سلحشور, شوالیه, جوانمرد بهترین ترجمه های "cavalier" به فارسی هستند.

cavalier adjective noun دستور زبان

Not caring enough about something important. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سلحشور

  • شوالیه

    noun

    The cavalier, the serenade, the long ago and the faraway.

    شوالیه ها, موسیقی های عاشقانه مدتها پیش و روزی روزگاری.

  • جوانمرد

    It's all right. Get up, and don't be a goose, Jo,' was the cavalier reply to her petition.

    لاری با لحن یک جوانمرد زیردست نواز، در پاسخ تضرع وی گفت: بسیار خوب، حالا بلند شو و ژست یک غاز را نگیر .

  • ترجمه های کمتر

    • درباری
    • رادمرد
    • آسانگیر
    • غره
    • مغرور
    • شاد
    • (تاریخ انگلیس - C بزرگ) هوا دار چارلز اول (پادشاه انگلیس - سال های 9
    • 1461) شاهدوست
    • آقای مبادی آداب (به ویژه کسی که خانم ها را مشایعت کند)
    • اسب سوار مسلح
    • بزن بهادر
    • بی قید
    • نجیب زاده
    • چابک سوار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cavalier " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Cavalier proper noun

A city in North Dakota. [..]

+ اضافه کردن

"Cavalier" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Cavalier در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "cavalier"

عباراتی شبیه به "cavalier" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cavalier" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه