ترجمه "cease" به فارسی

توقف, متوقف شدن, ایست بهترین ترجمه های "cease" به فارسی هستند.

cease verb noun دستور زبان

(formal, intransitive) To stop. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توقف

    noun

    He hated the thought of ceasing to live

    از اندیشهی توقف زندگی متنفر بود.

  • متوقف شدن

    intransitive

  • ایست

    adverb verb
  • ترجمه های کمتر

    • تعطیل کردن
    • دست کشیدن
    • متارکه کردن
    • گرفتن
    • ادامه ندادن
    • باز ایست
    • باز ایستادن
    • باز ایستاندن
    • باز ایستی
    • بس کردن
    • بند آمدن
    • تمام شدن
    • تمام کردن
    • دست برداری
    • دست برداشتن
    • متوقف شدن یا کردن
    • موقوف شدن
    • ندش فقوتم
    • پایان دادن یا یافتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cease " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cease" با ترجمه به فارسی

  • باز ایستادن · بند آمدن · دست برداشتن · دست کشیدن · موقوف شدن
  • ایازم ندرک فوقوم
  • آتش بس · صلح موقت
  • دستور · قدغن · نهی
  • باز ایستاد · بند آمد · دست کشید · موفوف شد
  • باز ایستادن · بند آمدن · دست برداشتن · دست کشیدن · موقوف شدن
  • باز ایستادن · بند آمدن · دست برداشتن · دست کشیدن · موقوف شدن
  • باز ایستادن · بند آمدن · دست برداشتن · دست کشیدن · موقوف شدن
اضافه کردن

ترجمه های "cease" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه