ترجمه "ceased" به فارسی

باز ایستاد, بند آمد, دست کشید بهترین ترجمه های "ceased" به فارسی هستند.

ceased verb

Simple past tense and past participle of cease. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باز ایستاد

    At last the little hand ceased waving, and the eyes closed.

    سرانجام دست از حرکت باز ایستاد و چشمها بسته شد.

  • بند آمد

    The rain had ceased and there was a roaring wind.

    باران بند آمده بود اما باد همهمه براهانداخته بود.

  • دست کشید

    It was extremely pleasant and so chaste in its way that 'rsula ceased her vigilance.

    وضعیت چنان مطبوع بود که اورسولا از مراقبتهایش در این باره، دست کشید

  • موفوف شد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ceased " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ceased" با ترجمه به فارسی

  • ادامه ندادن · ایست · باز ایست · باز ایستادن · باز ایستاندن · باز ایستی · بس کردن · بند آمدن · تعطیل کردن · تمام شدن · تمام کردن · توقف · دست برداری · دست برداشتن · دست کشیدن · متارکه کردن · متوقف شدن · متوقف شدن یا کردن · موقوف شدن · ندش فقوتم · پایان دادن یا یافتن · گرفتن
  • باز ایستادن · بند آمدن · دست برداشتن · دست کشیدن · موقوف شدن
  • ایازم ندرک فوقوم
  • آتش بس · صلح موقت
  • دستور · قدغن · نهی
  • باز ایستادن · بند آمدن · دست برداشتن · دست کشیدن · موقوف شدن
  • باز ایستادن · بند آمدن · دست برداشتن · دست کشیدن · موقوف شدن
  • باز ایستادن · بند آمدن · دست برداشتن · دست کشیدن · موقوف شدن
اضافه کردن

ترجمه های "ceased" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه