ترجمه "cells" به فارسی

سلولها, سلولهاي پيكري, یاختهها بهترین ترجمه های "cells" به فارسی هستند.

cells noun

Plural form of cell. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سلولها

    Not a freckle of your face or a cell of your brain.

    نه حتی یک کک مک صورت و یا سلول مغزت را.

  • سلولهاي پيكري

  • یاختهها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cells " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cells" با ترجمه به فارسی

  • نقاط وارسی
  • سلولشناسی · سیتولوژی · فيزيولوژي سلول · یاختهشناسی
  • (برق و الکترونیک) پیل · (در زندان)اتاقچه · (درحزب و غیره) کوچکترین واحد سازمانی · (زیست شناسی) یاخته · اتاقک شخص تارک دنیا · اطاقک · باتری · تخمدان · حجره ی راهب · حجره، غرفه · حفره (مثلا هر یک از حفره های شانه ی عسل و یا خلل و فرج استخوان) · خانقاه کوچکی که به دیر بزرگی وابسته باشد · دستگاه الکترولیز · ریز یکان · زندان یک نفری · سلول · سلول زندان · فرورفتگی در اندام گیاهی یا حیوانی · قوه · هر یک از اندوز گاه های درون باتری · پیل · کادر · کلبه ی شخص معتکف · کیسه · یاخته
  • کارسینوم سلول بازال
اضافه کردن

ترجمه های "cells" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه