ترجمه "cerebration" به فارسی
تعقل, تفهم, نظر بهترین ترجمه های "cerebration" به فارسی هستند.
cerebration
noun
دستور زبان
The act of cerebrating; thinking, mental activity. [..]
-
تعقل
noun -
تفهم
noun -
نظر
nounCerebral vasospasm makes sense.
وازواسپاسم مغزي به نظر منطقيه
-
ترجمه های کمتر
- با شعور
- عمل دماغی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cerebration " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cerebration" با ترجمه به فارسی
-
بافت مغزي
-
مرگ مغزی
-
(پزشکی) فلج مغزی (نابهنجاری در حرکت عضلات در اثر صدمه به دستگاه مرکزی سلسله اعصاب) · اختلالات دماغی · فلج مغزی · یزغم جلف
-
بطن مغز
-
حمله ایسکمی گذرا
-
سرخرگ مغزی پشتی
-
(کالبد شناسی) نیمکره ی مغز · نیمکره مغزی · هر یک از دو نیمکره ی مخ
-
قشر مغز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن