ترجمه "cerebric" به فارسی
مخی, مغزی بهترین ترجمه های "cerebric" به فارسی هستند.
cerebric
adjective
دستور زبان
Of, pertaining to, or derived from the brain; cerebral.
-
مخی
-
مغزی
A cerebral hemorrhage had snuffed out his life.
یک خونریزی مغزی، ناگهان به زندگی او خاتمه داد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cerebric " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cerebric" با ترجمه به فارسی
-
بافت مغزي
-
مرگ مغزی
-
(پزشکی) فلج مغزی (نابهنجاری در حرکت عضلات در اثر صدمه به دستگاه مرکزی سلسله اعصاب) · اختلالات دماغی · فلج مغزی · یزغم جلف
-
بطن مغز
-
حمله ایسکمی گذرا
-
سرخرگ مغزی پشتی
-
(کالبد شناسی) نیمکره ی مغز · نیمکره مغزی · هر یک از دو نیمکره ی مخ
-
قشر مغز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن