ترجمه "ceremonial" به فارسی

تشریفاتی, مراسم, مربوط به جشن بهترین ترجمه های "ceremonial" به فارسی هستند.

ceremonial adjective noun دستور زبان

Of, relating to, or used in a ceremony; ritual or formal. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تشریفاتی

    noun

    and she doesn't expect any ceremony before the Mayor.

    و توقع هم ندارد که پیش شهردار تشریفاتی انجام گیرد.

  • مراسم

    noun

    The emperor himself, in person, did me the honour to be by at the whole ceremony.

    امپراطور از راه بندهنوازی از آغاز تا انجام مراسم شخصاً حضور داشت.

  • مربوط به جشن

    adjective noun
  • ترجمه های کمتر

    • آیین
    • تشریفات
    • سنتی
    • برگزاشتی
    • آئینی
    • مرسوم
    • رویداد تشریفاتی یا آیینی
    • وابسته به برگزاری مراسم یا تشریفات
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ceremonial " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ceremonial" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ceremonial" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه