ترجمه "ceremonious" به فارسی
پرآیین, پرتشریفات, بسیار رسمی و مبادی آداب بهترین ترجمه های "ceremonious" به فارسی هستند.
ceremonious
adjective
دستور زبان
Fond of ceremony, ritual or strict etiquette; punctilious [..]
-
پرآیین
-
پرتشریفات
-
بسیار رسمی و مبادی آداب
-
ترجمه های کمتر
- بسیار مودب
- رجوع شود به ceremonial
- پای بند تشریفات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ceremonious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ceremonious" با ترجمه به فارسی
-
باتشریفات · رسماباایین
-
قید رعایت ایین وتشریفات
-
آئینی · آیین · برگزاشتی · تشریفات · تشریفاتی · رویداد تشریفاتی یا آیینی · سنتی · مراسم · مربوط به جشن · مرسوم · وابسته به برگزاری مراسم یا تشریفات
-
مراسم
-
اغاز
-
مراسم اختتامیه
-
مراسم افتتاحیه
-
رعایت تعارف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن