ترجمه "ceremony" به فارسی

تشریفات, مراسم, جشن بهترین ترجمه های "ceremony" به فارسی هستند.

ceremony noun دستور زبان

A ritual with religious significance. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تشریفات

    noun

    The whole ceremony was performed very seriously and with an appearance of feeling, not like an everyday rite.

    این تشریفات با هیجان و طمطراق خاصی صورت گرفت.

  • مراسم

    noun

    event of ritual significance, performed on a special occasion

    The emperor himself, in person, did me the honour to be by at the whole ceremony.

    امپراطور از راه بندهنوازی از آغاز تا انجام مراسم شخصاً حضور داشت.

  • جشن

    noun

    I organized a marriage ceremony last month.

    جشن عروسی را ماه پیش سازماندهی کردم.

  • ترجمه های کمتر

    • تشریفاتی
    • برگزاری
    • رسم
    • تعارف
    • آیین
    • رودربایستی
    • آداب
    • رعایت آداب و اصول
    • زیاده روی در تشریفات و اعمال توخالی
    • عمل یا روایداد یا برنامه ی رسمی و تشریفاتی
    • مربوط به جشن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ceremony " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ceremony
+ اضافه کردن

"Ceremony" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ceremony در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "ceremony"

عباراتی شبیه به "ceremony" با ترجمه به فارسی

  • باتشریفات · رسماباایین
  • قید رعایت ایین وتشریفات
  • آئینی · آیین · برگزاشتی · تشریفات · تشریفاتی · رویداد تشریفاتی یا آیینی · سنتی · مراسم · مربوط به جشن · مرسوم · وابسته به برگزاری مراسم یا تشریفات
  • مراسم
  • اغاز
  • مراسم اختتامیه
  • مراسم افتتاحیه
  • رعایت تعارف
اضافه کردن

ترجمه های "ceremony" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه