ترجمه "certain" به فارسی

حتمی, یقین, مطمئن بهترین ترجمه های "certain" به فارسی هستند.

certain noun adjective pronoun دستور زبان

Sure, positive, not doubting. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حتمی

    adjective

    For the thought of the police and their certain pursuit was strong upon him.

    فکر افراد پلیس و پیگرد حتمی آنها آزارش میداد.

  • یقین

    adjective noun

    You would not live three months there, I am certain.

    من یقین دارم که تو سه ماه هم نمیتوانی آنجا دوام بیاوری.

  • مطمئن

    adjective

    After I said such a thing to my boss, I am certain to lose my job.

    بعد از اینکه چنین حرفی به رئیسم گفتم مطمئن شدم که کارم را از دست می دهم.

  • ترجمه های کمتر

    • مسلم
    • معین
    • قطعی
    • نوعی، گونه ای، صنفی، سنخی (از چیزی، صفتی، حالتی، رفتاری یا کسی)
    • فلان
    • محقق
    • حتما
    • واثق
    • (در مواردی که ذکر نام مقتضی نیست) به خصوص
    • (در مورد اشخاصی که نمی شناسیم)
    • بدون برو و برگرد
    • بی تردید
    • بی شک
    • بی چون و چرا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " certain " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "certain" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "certain" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه