ترجمه "certification" به فارسی

گواهینامه, گواهی, اعتبارنامه بهترین ترجمه های "certification" به فارسی هستند.

certification noun دستور زبان

The act of certifying. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گواهینامه

    noun

    Okay, um, what about one of those online ministry certificates?

    خب ، اگه یکی از اون گواهینامه های اینترنتی بگیریم ، چی ؟

  • گواهی

    Snap out of it, we got the certificate.

    بیا بزنیم به چاک ، گواهی رو داریم.

  • اعتبارنامه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • جواز
    • تصدیق
    • استوار نامه
    • اعتبار نامه
    • تضمین نامه
    • سند رسمی
    • صدور گواهینامه (یا تصدیق یا پروانه یا جواز یا شهادتنامه و غیره)
    • ورقه یا سند (و غیره) که تصدیق شده باشد
    • گواهی نامه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " certification " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "certification" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "certification" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه