ترجمه "certified" به فارسی

تصدیق شده, تضمین شده, دارای گواهینامه (یا جواز یا تصدیق و غیره) بهترین ترجمه های "certified" به فارسی هستند.

certified adjective verb

Simple past tense and past participle of certify . [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تصدیق شده

  • تضمین شده

    The following morning Budge handed Jeff a certified check for $250,000.

    روز بعد، جف چک تضمین شده به مبلغ دویست و پنجاه هزار دلار را دریافت کرد.

  • دارای گواهینامه (یا جواز یا تصدیق و غیره)

  • ترجمه های کمتر

    • دیپلمه
    • قابل تایید
    • قابل تصدیق
    • گواهی دار
    • گواهی شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " certified " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "certified" با ترجمه به فارسی

  • حسابدار رسمی-حسابدار مستقل
  • (بانکداری) چک تضمین شده · هدش نیمضت کچ · چک تضمینی · چک گواهی شده
  • نامه ی دو قبضه · پست سفارشى دو قبضه · پست سفارشی
  • رونوشت تائید شده
  • صورت مالی تایید شده
  • مصدق · گواهی کننده
  • انجمن حسابداران عمومی گواهیشده آمریکا
  • (بانکداری) چک (و غیره) را تضمین کردن · (صحت چیزی را) تضمین کردن · (قدیمی) اطمینان دادن · (معمولا به طور کتبی) گواهی کردن · اشکار ساختن · تصدیق کردن · دیوانه اعلام کردن · شهادت دادن · قطعی کردن · مرخص کردن · گواهینامه صادر کردن
اضافه کردن

ترجمه های "certified" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه