ترجمه "certifier" به فارسی

مصدق, گواهی کننده بهترین ترجمه های "certifier" به فارسی هستند.

certifier noun دستور زبان

A person or entity that provides certification [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مصدق

    here were the certified checks

    بلیتها همه مصدق بود

  • گواهی کننده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " certifier " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "certifier" با ترجمه به فارسی

  • حسابدار رسمی-حسابدار مستقل
  • (بانکداری) چک تضمین شده · هدش نیمضت کچ · چک تضمینی · چک گواهی شده
  • نامه ی دو قبضه · پست سفارشى دو قبضه · پست سفارشی
  • رونوشت تائید شده
  • صورت مالی تایید شده
  • تصدیق شده · تضمین شده · دارای گواهینامه (یا جواز یا تصدیق و غیره) · دیپلمه · قابل تایید · قابل تصدیق · گواهی دار · گواهی شده
  • انجمن حسابداران عمومی گواهیشده آمریکا
  • (بانکداری) چک (و غیره) را تضمین کردن · (صحت چیزی را) تضمین کردن · (قدیمی) اطمینان دادن · (معمولا به طور کتبی) گواهی کردن · اشکار ساختن · تصدیق کردن · دیوانه اعلام کردن · شهادت دادن · قطعی کردن · مرخص کردن · گواهینامه صادر کردن
اضافه کردن

ترجمه های "certifier" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه