ترجمه "chalice" به فارسی
جام, ساتگینی, فنجان بهترین ترجمه های "chalice" به فارسی هستند.
chalice
noun
دستور زبان
A large drinking cup, often having a stem and base and used especially for formal occasions and religious ceremonies. [..]
-
جام
nounecclesiastical drinking vessels for eucharistic wine having a stem, often with a central knop, and a foot
She had you put it in the wedding chalice so I would drink it.
وادارت کرد اونو توي جام ازدواج بريزي تا من بخورمش.
-
ساتگینی
nounlarge drinking cup
-
فنجان
nounIt's gold, almost like a chalice.
طلایی ـه ، تقریبا شبیه یه فنجان
-
ترجمه های کمتر
- پیاله
- جام باده
- ساغر
- چمانه
- قطعه
- (در مراسم عشای ربانی در کلیسا) جام شراب مقدس
- (گیاه شناسی) استکانی
- لیوان شراب
- گل استکانی شکل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chalice " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "chalice"
عباراتی شبیه به "chalice" با ترجمه به فارسی
-
(گیاه شناسی) استکانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن