ترجمه "chalk" به فارسی

گچ, گل سفید, گچی بهترین ترجمه های "chalk" به فارسی هستند.

chalk verb noun دستور زبان

(uncountable) A soft, white, powdery limestone. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گچ

    noun

    a piece of chalk used for drawing and on a blackboard [..]

    He said this and smiled with a face as white as chalk.

    این بگفت و درحالیکه چهرهاش همچون گچ سفید شد لبخندی زد.

  • گل سفید

    The chalk was hard, and it was freezing;

    گل سفید گچی زیر پایمان سخت یخ زده بود.

  • گچی

    There was always someone outside of the chalk circle.

    ضمناً همیشه دست کم یک نفر در خارج از دایرهی گچی اطراف او حضور داشت.

  • ترجمه های کمتر

    • (امریکا - خودمانی - در مسابقه ی اسبدوانی) اسبی که احتمال بردن او در مسابقه زیاد است
    • (انگلیس - در مورد خاک کشاورزی) گچ و آهک زدن
    • (انگلیس) صورتحساب
    • (به ویژه در مورد سطوح نقاشی شده) گچ مانند شدن
    • (در بازی بیلیارد و غیره) به سر چوب (cue) گچ مالیدن
    • با گچ نوشتن یا رسم کردن 0
    • تعداد امتیاز (در مسابقه)
    • حساب نسیه
    • رنگ پریده کردن یا شدن
    • سنگ آهک
    • شرط بندی روی اسب های خوب
    • علامت یا طرح ترسیم شده با گچ
    • مثل گچ سفید شدن
    • نرم و پودر مانند شدن
    • نوشته شده با گچ
    • کود دادن
    • گل کیوه
    • گچ آمیز کردن
    • گچ زدن به
    • گچ فرنگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chalk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "chalk"

عباراتی شبیه به "chalk" با ترجمه به فارسی

  • (در کلاس یا جلسه و غیره) خطابه ی همراه نمودار و تصویر روی تخته ی سیاه
  • لارو گچي
  • خاکهای کچی · خاکهای گل سفید
  • گچ خیاطی (که همانند صابون خیاطی به کار می رود)
اضافه کردن

ترجمه های "chalk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه