ترجمه "changing" به فارسی

متغیر, تحول, تبدیل بهترین ترجمه های "changing" به فارسی هستند.

changing noun adjective verb دستور زبان

Present participle of change. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متغیر

    to keep your weight stable as conditions change.

    تا وزن شما در در شرایط متغیر، ثابت نگه دارد.

  • تحول

    noun

    Brother Sam's not a changed man after all.

    بالاخره " برادر سم " آدمِ تغيير و تحول نيست.

  • تبدیل

    noun

    His unhappiness when he heard her voice changed into happiness.

    بدبختی او هنگامی که صدای او را شنید تبدیل به خوشبختی شد.

  • ترجمه های کمتر

    • مبدل کردن
    • معاوضه پول
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " changing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Changing
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • در حال تغییر

    That's why we're changing the perception of insects.

    به همین خاطر ما در حال تغییر در شناخت و درک حشرات هستیم.

عباراتی شبیه به "changing" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "changing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه