ترجمه "chapter" به فارسی

فصل, فرگرد, باب بهترین ترجمه های "chapter" به فارسی هستند.

chapter verb noun دستور زبان

One of the main sections into which the text of a book is divided. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فصل

    noun

    section in a book [..]

    At any rate, we have to finish this chapter before we can start on the next.

    به هر طریقی که شده است، ما باید این فصل را تمام کنیم قبل از اینکه فصل بعد را شروع کنیم.

  • فرگرد

    noun

    section in a book

  • باب

    adjective noun proper

    section in a book

    His prayer, recorded fully in the second chapter of Jonah, is revealing.

    دعای او در باب دوّم کتابی که به قلم آورده ثبت شده است.

  • ترجمه های کمتر

    • بخش
    • قسمت
    • دوره، مرحله، عصر
    • شعبه
    • مقاله
    • شاخه
    • (کتاب را) به فصل بخش کردن
    • بخشی از قانون ورشکستگی که طبق آن شرکت می تواند بدون پرداخت دیون خود تا مدتی به کار ادامه دهد
    • حاضران در چنین جلسه
    • شعبه (به ویژه باشگاه ها وانجمن های اخوت و غیره)
    • فصل (کتاب و رساله و غیره)
    • فصل دار کردن
    • فصل كتاب
    • فصل(كتاب)
    • هرچیز فصل مانند (مثلا بخشی از زندگی یا داستان یا رویداد)
    • گردهمایی رسمی رهبران روحانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chapter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "chapter" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق - امریکا) بخشی از قانون ورشکستگی که طبق آن شرکت می تواند بدون پرداخت دیون خود تا مدتی به کار ادامه دهد (به شرطآنکه هزینه های جاری خود را بپردازد)
  • (امریکا) خانه یا ساختمان انجمن اخوت (در شهرهای دانشگاهی) · محل انعقاد جلسات هفتگی · محل گردهمایی روحانیون (مثلا راهبان) وابسته به کلیسای بزرگ
  • (حقوق - امریکا) بخشی از قانون ورشکستگی که طبق آن شرکت می تواند بدون پرداخت دیون خود تا مدتی به کار ادامه دهد (به شرطآنکه هزینه های جاری خود را بپردازد)
اضافه کردن

ترجمه های "chapter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه